محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
201
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
القصه خان عاليشأن را چون از هيچ جهت تير اراده بهدف مقصود نرسيد ، ازين سبب كمال دماغ خشكى بهم رسانيده اعراض بىنهايت بر طبيعتش مستولى گشته و بعد از آنكه بعضى از توابع كاشان را غارت كرده بود ، متوجه ولايت نطنز شد و بعضى از قريه و مزارع آنجا را خراب كرده مردم قريه باد ، كه از بلوك گرمسير نطنز است ، از بيم آن سپاه ، به بوم كنى پناه جستند و بعضى از لشكريان پى بايشان برده آنجماعت را از جهت حصول مال ، تكليف بيرون آمدن كردند و ايشان بتوهم آزار و كشتن از آن غار قبول بيرون آمدن نكردند آخر الامر [ 111 ] آن ظالم ، چند كاه « 1 » بسيار جمع آورده در آنجا ريختند و آتش در آن زدند و موازى دويست نفر از پير و جوان و اطفال و زنان در آن بوم كن ، از كاه دود مردند . بعد از آن خان عاليمكان به موضع موغار كه از اعمال اردستانست عبور فرموده آن قريه را نيز دريافت و از آنجا به راه بيابان متوجه الكاء خود گرديد . چون يك منزل از سمنان گذشت ، شبى قولنجى صعب كرده تا اطباء را حاضر ميساختند « 2 » اجل پيشدستى كرده بساط زندگانيش درنورديد . ذكر مراجعت شاهزادهء صاحبقران بممالك آذربايجان بمدافعهء سپاه روم و بيان وقايعى كه حادث شد در آن مرز و بوم در آن اوان كه نواب شاهزادهء ظفر اقتران ، از مهم محمد خان تركمان و گروه تكلوى بىسامان خاطر جمعيت مآثر آسوده و فارغ ساخت و چند روز جهت استراحت نفس همايون در دار السلطنهء قزوين ، بساط عيش و عشرت انداخته بصحبتهاى روح پرور كثير البهجت پرداخت ، بار ديگر خيال قتال باروميهء شوميه و دفع آن طايفهء ياغيه از ضمير آفتاب تنوير شاهزاده جهانگير سر برزد و رايت فتح
--> ( 1 ) - م : چند كاه لشكر . ظ : آن لشكر ظالم ( 2 ) - ظ : ساختند